
وقـتی یـه چـیــزی بـهـت میـگـه حـــرصـت دراد...
بـرمـیگــردی و بـا اخـــم نـگاش میـکـنی و یــه ضــربـه مـیـزنی
بـه بـازوش کـه بـگی خـیلی بـدی...
امــا تنـهـا کاری که اون مـیکنـه یـه لبـخـنـد مـیـزنـه و مـیگـه :
زدی؟!...مـنــو زدی؟بـاشه...!
قـهــر مـیکـنـه و روشـو بـرمـیگـردونـه ...
اونـجــاس کـه دلـت میـگیـره...
اسـمشـو بـا تـمــام عـشـق صــدا میـکـنی
دسـتـاتـو میـگیـره و میـگـه جــونـم؟
شــوخی کــردمــو مـیـبرتـت تـو آغـوشـش....
چـشـاتــو میـبنـدی و دلــت آروم میـگـیـره!!!
اونـجــاس کــه مـیگی خــدایــا ازم نـگـیـرش...
پ ن...بهترین بودی و هستی آدم خآص زندگیم
نظرات شما عزیزان:
ღRabbitღ 
ساعت20:03---12 اسفند 1392
وبلاگه نازی داری
خوشحال میشم ب منم سر بزنی
پاسخ:حتما مرسی که سر زدی
ღRabbitღ 
ساعت20:02---12 اسفند 1392
ب سلامتی کسی که نمیشناستت.
اما نوشته هاتو میخونه تا از درونت با خبر بشه
و زیرش لایک میزاره........
ن واسه اینکه خوشش اومده.....
واسه اینکه بهت بفهمونه تنها نیستی.....
لایکـــــــــــ ـ ــــ ــ ــ ـ ـ ـ ـــــــــــــ ـ♥
shiva 
ساعت21:04---9 اسفند 1392